ضعیف ایران صندوق بوئینگ ایرانی قرارداد

ضعیف: ایران صندوق بوئینگ ایرانی قرارداد کمیته امداد هواپیمای بوئینگ اخبار اقتصادی و بازرگانی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری سری مستند کارستان از زبان رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرتهماسب

این روزها مجموعه مستندهایی تحت عنوان کارستان در قالب ٦ فیلم مستند در گروه سینمایی هنر و تجربه درحال اکران هست. فیلم هایی که در آن شماری از مستندسازان آشنا شده

سری مستند کارستان از زبان رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرتهماسب

سری مستند کارستان از زبان رخشان بنی اعتماد و مجتبی میرتهماسب

عبارات مهم : مستند

این روزها مجموعه مستندهایی تحت عنوان کارستان در قالب ٦ فیلم مستند در گروه سینمایی هنر و تجربه درحال اکران هست. فیلم هایی که در آن شماری از مستندسازان آشنا شده است کشور عزیزمان ایران با روایتی راحت و بدون قهرمان پردازی های مرسوم با پرداخت به شماری از فعالان کارآفرینی در حوزه های گوناگون، الگوهای ملموسی را جهت کل جامعه به خصوص نسل جوان معرفی می کنند.

سری مستند کارستان از زبان رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرتهماسب

مجموعه ای شریف با اهدافی انسانی و اجتماعی که در فضای سیاست زده سینمای مستند این روزها هوایی تازه جاری می کند و این همه مدیون سازندگان و تولیدکنندگان این مجموعه است که در این پروژه، سینما را به مطامع دیگر ارجح دانسته اند…

درباره پروژه مستند کارستان باید گفت که این مجموعه مستند به لحاظ طراحی تولید، پخش داخلی و بین الملی، پژوهش و بهره گیری از مستندسازان کارآزموده از نسل های متفاوت فیلمسازی، پروژه بی نظیری هست؛ نه فقط در عرصه مستند که در کلیت سینمای ایران. راجع به این مجموعه گفته شده است که در فاز نخست این پروژه، ٦مستند آماده شده است که به تدریج در گروه هنروتجربه نمایش داده می شوند. رخشان بنی اعتماد در کارستان به عنوان مشاور هنری حضور دارد و مجتبی میرتهماسب هم طراح تولید و تهیه کننده کار هست. اکران این مجموعه در گروه سینمایی هنروتجربه از چهارم تیرماه با نمایش شاعران زندگی شروع و بعدتر با نمایش طبرستانی ها و بنیانگذار محک ادامه یافت…

این روزها مجموعه مستندهایی تحت عنوان کارستان در قالب ٦ فیلم مستند در گروه سینمایی هنر و تجربه درحال اکران هست. فیلم هایی که در آن شماری از مستندسازان آشنا شده

در مطالبی که در پی می آید، بنی اعتماد و مجتبی میرتهماسب راجع به جنبه های متفاوت مجموعه مستند کارستان سخن گفته اند که با هم می خوانیم:

کارستان؛ ١٠سال از ایده تا تولید

پروژه ای در حد و اندازه کارستان قاعدتا باید راه درازی را تا مرحله عملیاتی شدن طی کرده باشد؛ به خصوص که این سری راجع به شماری کارآفرین است و این عنوان در فضای پر از سوءتفاهمی که در سرزمین ما حاکم هست، کارها را دشوارتر نیز می کند. رخشان بنی اعتماد که مشاور هنری پروژه کارستان هست، عمر تولد کارستان را ١٠ساله می داند. او می گوید: ایده کارستان از حدود ١٠ سال پیش شکل گرفت که تصمیم گرفتم روی شخصیت های کارآفرین کار کنم.

آشنایی من با عنوان کارآفرینی از طریق دوست و همکار قدیمی ام زن فیروزه صابر (موسس و مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان) اتفاق افتاد. در همان وقت پژوهش های اولیه ای را هم به اتفاق زهرا عمرانی انجام دادم؛ ولی در آن مقطع مطمئن بودم این پروژه کاری نیست که بتوانم به روال مرسوم مستندسازی و با بودجه شخصی آن را به آخر برسانم.

سری مستند کارستان از زبان رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرتهماسب

بنابراین به دنبال راه حلی بودم که شرایط مطلوب حرفه ای را جهت تولید کار فراهم کنم. سال ها گذشت و این فکر هر لحظه با من بود، ولی این فکر به صورت ایده باقی ماند تا حدود ۴ سال پیش که این پروژه به وسیله مجتبی میرتهماسب عینیت پیدا کرد.

هدف و انگیزه مشخص جهت چگونگی تولید تا مرحله پخش در تخصص میرتهماسب بود و درواقع پروژه از زمانی شکل عملی گرفت که روند تولید تا پخش به وسیله ایشان طراحی شد و جمعی از یک گروه حرفه ای را جهت رسیدن به نشانه مشخص، کنار هم قرار داد.

این روزها مجموعه مستندهایی تحت عنوان کارستان در قالب ٦ فیلم مستند در گروه سینمایی هنر و تجربه درحال اکران هست. فیلم هایی که در آن شماری از مستندسازان آشنا شده

مجتبی میرتهماسب نیز در این مورد می گوید: زمانی که ایده تولید پیش آمد، تلاش کردیم ساختار حرفه ای به آن بدهیم و با قالبی که نشانه آن پخش بود جهت یک مجموعه ۲۶قسمتی برنامه ریزی بکنیم. زمانی که طرح را پیش می بردیم و پیش از آن که کارهای اجرایی شروع شود، از منظر خودمان احتمال می دادیم که خیلی از نهادها، جهت حمایت به کمک ما بیایند. در حدود یک سال بر این خوش باوری بودیم و بعد از یک سال خودمان را به علت اجرایی کردن پروژه تصحیح کردیم و درنهایت فازبندی های آن شکل گرفت.

آن وقت که این فازبندی انجام شد، ما آماده تولید ۵ فیلم بودیم، ولی بعد فیلم ششم که در فاز دوم تعریف شده است بود، به فاز اول آورده شد. همزمان با شروع تولید مجموعه ٦ تایی به این فکر هم بودیم که زمینه های شروع فاز دوم، ۱۲ فیلم و فاز سوم، ۹ فیلم را مهیا کنیم که نشد! و درنهایت تصمیم گرفتیم عالی ترین حالت این باشد که ابتدا این ٦ قسمت را تمام کنیم و به مرحله پخش برسانیم.

سری مستند کارستان از زبان رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرتهماسب

کارگردانان چگونه گزینش شدند؟

در هر مجموعه ای که متشکل از چند فیلمساز و کارگردان باشد، نحوه چینش و کنار هم قرار دادن این کارگردانان اهمیتی گاه هم اندازه با کلیت پروژه پیدا می کند و بسیار مجموعه ها دیده ایم که از این بابت مجبور آسیب های فراوانی شده است اند. در کارستان، اما، به نظر می رسد از این نظر تدابیر مورد نیاز اندیشیده شده است و خود این توصیه که کارگردانان مستندها همگی از اشخاص صاحب نام و کارآزموده این عرصه هستند، گزینش آنها را امری فکرشده جلوه می دهد.

مجتبی میرتهماسب در این مورد می گوید: گزینش کارگردان ها براساس آشنایی ما از آنان، سلیقه، توانایی های ارزش و به میزان مشارکتی که آنها در سینمای مستند و آداب و حرفه مستندسازی داشتند، برمی گشت و براساس موضوعی که قرار بود ساخته شود؛ کسانی جهت آن سوژه خاص درنظر گرفته و درنهایت پیشنهاد می شد. نخستین فیلم مجموعه ما با دعوت از زنده یاد محمدرضا مقدسیان شروع شد که قرار بود فیلم طبرستانی ها را بسازد. ایشان مسیر پژوهش را شروع کردند و نزدیک به فیلمنامه بودند که بیمار شدند.

آقای عبدالوهاب قرار بود فیلم بنیانگذار محک را بسازد و شاید به گفته خودش صحبت های محمدرضا مقدسیان و نگرانی او که این فیلم بر زمین نماند، باعث شد عبدالوهاب ساختن آن فیلم را هم تقبل کند. البته ایده آل ما این بود که هر فیلم را یک فیلمساز بسازد، ولی به علت درگذشت آقای مقدسیان، عالی ترین گزینه آقای عبدالوهاب بود که این کار را به آخر برساند.

مجتبی میرتهماسب هم می گوید: از ابتدا جهت من و زن بنی اعتماد روشن بود که خودمان تصمیم به کارگردانی هیچ فیلمی از این مجموعه را نداریم. بنابراین عنوان این بود که چه کسانی باید این فیلم ها را بسازند؟ تعریف کارستان علی رغم بعضی از مجموعه هایی که جهت فیلمسازی جوانان تعریف می شود یک کار ورک شاپی صرف نبود، بلکه ما یک تعریف حرفه ای از سینمای مستند داشتیم و به دنبال حرفه ای های نسل های متفاوت مستندسازان می گشتیم. حرفه ای هایی که کار جمعی و گروهی جهت ارزش جالب باشد.

با این توضیح، یکی از نخستین گزینش های ما آقای مقدسیان بود. با وجود این که من و زن بنی اعتماد اعتقاد بودیم که به علت آداب حرفه ای اش از سخت گیر ترین مستندسازانی است که قرار است در پروژه حضور داشته باشد، ولی مصر بودیم این اتفاق بیفتد. زمانی که ایشان را دعوت به کار کردیم مشخصا دو عنوان را با او در میان گذاشتیم که پژوهش هر دو را بنیاد توسعه کار آفرینی زنان و جوانان به طور کامل انجام داده بود، یکی در مورد آقای حاجی بابا و دیگری راجع به گروه طبرستانی ها و آقای رسولیان.

من هر دو پژوهش را جهت ایشان فرستادم و خودشان طبرستانی ها را گزینش کردند و وارد پژوهش میدانی شدند. جالب است که ایشان از شروع کار تا وقت بیماری که چند ماه طول کشید، وارد قرارداد مالی با پروژه نشد و در جواب اصرارهای من می گفت تا مطمئن نشوم که به طرح مناسب می رسم و از بعد ساختن فیلم برمی آیم قرارداد نمی بندم! ولی در تمام مدت، تمام وقت و با انرژی و تمرکز و آداب حرفه ای مشغول به کار بود. او در کنار پژوهش در پایتخت کشور عزیزمان ایران با گروه طبرستانی ها و آقای رسولیان دو سفر هم به ساری انجام داد و کم کم به طرح فیلمنامه هم رسید.

بعد دو طرح پیشنهاد داد که ما براساس شرایط تصمیم بگیریم به کدام سمت حرکت کنیم. حتی مسیری که خودشان جهت ادامه دوست داشتند را هم گزینش کرد. مقدسیان با همان دقت و تمرکزی که ما از او سراغ داشتیم کار را شروع کرد و به گونه ای پیش رفت که زن بنی اعتماد بلافاصله پیشنهاد داد اگر یک دوربین در این مسیر همراه آقای مقدسیان باشد، خودش یک کلاس درس مستندسازی است که چطور یک مستندساز به سوژه نزدیک می شود، پژوهش می کند و فیلمنامه می نویسد. ولی متاسفانه بیماری ناگهانی باعث شد که ما ایشان را از دست دادیم.

سوژه ها چگونه گزینش شدند؟

بنی اعتماد در پاسخ این پرسش می گوید: مبنای ما، انتخاب٦شخصیت و گروه ارزش آفرین بود و حتی در مورد کارگردان های فاز اول هم گزینش برترین ها مطلقا مدنظر نبود؛ چون اساسا قلمرو تفکر ارزش آفرینان واقعی، مسابقه نیست. جهت جواب این پرسش باید کمی به عقب برگردم. بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان که از ابتدا فکر انجام این پروژه با همکاری آنان بود، در یک پژوهش اولیه حدود ۵۰۰ کارآفرین با تعاریفی معمول را شناسایی کرد. از میان این افراد کسانی که صرفا کسب وکار تولید نمی کردند، بلکه ارزش آفرین و برکنار از هرگونه رانت و امکان تزریقی بودند، شناسایی شدند و ابتدا به لیستی حدود ۲۰۰نفر و سپس ۷۰ نفر رسیدند.

فکر کردیم از بین آن ۷۰ نفر باید بتوانیم اشکال متفاوت ارزش آفرینی را در یک پکیج کنار هم بیاوریم. جهت همین دست به گزینش زدیم و به ۲۶نفر رسیدیم. ولی با امکان مالی که از طرف حامیان شخصی و بخش شخصی فراهم شد، در فاز نخست ساخت ٦فیلم را طراحی کردیم. در این گروه ٦نفره تنوع جنسیتی، گونه های متفاوت کارآفرینی از قبیل صنعتی، کشاورزی، محیط زیستی و… و تنوع جغرافیایی ملاک گزینش بود.

انتخاب این ٦نمونه اولیه کار بسیار مشکل بود تا این تنوع لحاظ شود. به همین علت در لیست فیلم های نساخته مان آدم هایی هم تراز ارزش آفرینان فاز یک وجود دارند و امیدواریم روزی موفق به اجرایی کردن آنها شویم.

می خواستیم فیلم هایی دیدنی بسازیم…

اما آیا کارگردانان باید طبق راه و روش ترسیمی ایده پردازان و با رویکردی خاص با سوژه ها طرف می شدند یا که آزادی مورد نیاز را جهت ساخت فیلم خودشان در این پروژه داشتند؟ رخشان بنی اعتماد به عنوان مشاور هنری پروژه در این مورد می گوید: در روند پژوهش تمرکز روی عده ای می شد و هنگامی که چکیده تمام اطلاعات به دست می آمد سپس کاراکترها را گزینش می کردیم و در گزینش ها تلاش شد گونه های متفاوت کارآفرینی در بخش صنعت، اجتماعی، محیط زیستی، کشاورزی و آی تی و زن و مرد از جغرافیای متفاوت کشور را گزینش کنیم.

همزمان با مرحله تحقیق ما جهت دعوت به کار روی فیلمسازان فکر می کردیم و با طرح عنوان با دوستان فیلمساز و میل به آنها به کار روی شخصیت های مورد نظر، آخر به گزینش نهایی می رسیدیم. فیلمسازان با وجود دراختیار داشتن پژوهشی کامل با کاراکترها همراه شدند و هر مدت زمانی که جهت پژوهش خودشان نیاز داشتند در اختیارشان بود که درنهایت فیلمنامه های ارزش را نوشتند.

ما در تمام این مراحل کنار فیلمسازان بودیم، البته نقش جدی و همکاری داشتیم و نه مداخله گر. جهت شخص من کارستان یک کارگاه بی نظیر و حرفه ای با همکاری جمعی از فیلمسازان و حضور افرادی با اعتبار علمی پژوهشی از بنیاد توسعه بود که بسیار به واسطه آن آموختم و لذت ساختن ۶ فیلم را برایم داشت. باید این توصیه را نیز بگویم که در گزینش افراد کارآفرین و علت اهمیت آنها، ما تعاریف متفاوتی از موفقیت داشتیم.

متاسفانه موفقیت جهت جوانان امروز مترادف با پولدارشدن هست، ولی کسانی که سراغ ارزش رفتیم درواقع افرادی ارزش آفرین اند، کسانی هستند که موفقیت جهت ارزش معنای دیگری دارد. خیلی از آنها می توانستند آدم های پولداری باشند، ولی ارزش کار و حرمت کار جهت ارزش مهم بود. به عنوان نمونه اگر زن شیرین پارسی زمینش را بفروشد و پولش را در بانک بگذارد، زندگی راحت تری خواهد داشت، ولی با نگاهی متفاوت به دنیا و زندگی ترجیح می دهد کشاورزی کند و موفقیت از دید او این گونه تعریف می شود.

طبیعتا این نقطه توجه ما وجه یکسان مهم با نگاه فیلمسازانی بود که کنار هم این پروژه را تا به این جا رساندیم، ضمن آن که نشانه مهم دیگر ساختن فیلم هایی دیدنی در یک تعریف کاملا حرفه ای بود.

درواقع یک اصل مهم را پیش چشم داشتیم، باید این فیلم ها، فیلم هایی دیدنی می شدند. قرار نبود تئوری ها و نشانه پشت پروژه را به شکل مقاله به فیلم تحمیل کنیم. به دنبال ساخت فیلم خوب بودیم، یعنی فیلم هایی که به لحاظ برقراری ارتباط با مخاطب و شاخصه های حرفه ای باید تعریف کامل فیلم مستند را داشته باشند.

کارستان با چه دیدی ساخته شد؟

تهیه کننده پروژه مجتبی میرتهماسب می گوید: انجام این کار چند فاکتور داشت. قبل از کارستان با زن بنی اعتماد صحبتی راجع به شیوه‎های یکسان در تولید فیلم مستند در بخش شخصی داشتیم. به عنوان مثال ما مشخصا به دنبال سود در تولید نیستیم و مسأله مهم ما پخش فیلم هاست. مهمتر از آن ایده های ما در فیلم مستند هیچ وقت معطل تایید ساخت یا بودجه ساخت نبوده است.

هر زمانی که موضوعی جهت مان مهم شده، اراده کرده و فیلم ساخته ایم. حرف مهم این بود که آیا جزیره ای کار می کنیم و انرژی های‎مان را در جایی متمرکز نمی کنیم؟ هنگامی که افراد دور هم جمع می شوند، فاکتورهای مشابهی پیدا شده است که طراحی را راحت می کند.

زمانی که انگیزه سودکردن در تولید وجود ندارد و مسأله ما پخش هست، وظیفه مان با پروژه روشن هست. توصیه بعدی این بود که در این پروژه تعریف حرفه ای از مقام تهیه کنندگی صورت گرفت. توصیه مهم این بود که من و زن بنی اعتماد هر دو کارگردان هستیم و تمام رویاهایی را که در طول سالیان متمادی به عنوان کارگردان داشتیم و برایش تهیه کننده پیدا نمی کردیم را تلاش کردیم جهت دیگران اجرایی کنیم.

این خلاصه ای از طراحی تولید کارستان هست. ساخت فیلم خوب با نشانه احترام صددرصد به مخاطب و تلاش جهت بهتر دیده شدن، انگیزه ورود به این عرصه را به ما می داد. شاید جهت نخستین بار است که در سینمای مستند و بخش شخصی چنین پروژه ای طراحی می شود و مقام تهیه کنندگی نه صرفا به عنوان یک واسطه مالی بلکه به عنوان یک طراح مطرح می شود.

بعد از این طراحی بود که از گروه های متفاوت جهت همکاری در پروژه دعوت به کار کردیم. جهت هر کارگردانی دلچسب است هنگامی که در منزل اش نشسته به او تلفن کنند و پیشنهاد کار به او بدهند. بسیاری از کارگردان های ما عادت کرده اند که جهت طرح ها و ایده ها ی ارزش مدت ها به دنبال بودجه تولید بدوند و شاید هم درنهایت به نتیجه نرسند.

بنی اعتماد نیز می گوید: در کارستان نشانه و تلاش مان این بود که شرایط و امکانات مورد نیاز نه فقط به لحاظ امکانات تولیدی، بلکه فکری و پژوهشی به شکل هدفمندتر و مشخص تری جهت فیلمسازان فراهم شود. اگرچه فیلمسازان جهت ساخت فیلم خود به سفرهای پژوهشی رفتند و با کاراکترها زندگی کردند، ولی ما هر لحظه جهت آن که طرف مشورت قرار بگیریم و فیلمنامه ها را با هم بخوانیم، حضور داشتیم و اگر توصیه ای به نظرمان می رسید، مطرح می کردیم. ضمن این که این روحیه در خود ما هم وجود دارد.

هنوز که هنوز است هنگامی که فیلم می سازم از افراد حرفه ای جوان و غیرجوان دوروبرم مشورت می گیرم و حتما از نسل نزدیک به خودم از محسن عبدالوهاب و خسرو مختاری مشورت و نظرخواهی می کنم. این مشورت گرفتن و نظرخواهی، شکل پذیرفته کار جهت خود ما هم بوده هست. احتمالا اگر مجتبی میرتهماسب فیلمی بسازد که دخالتی در آن پروژه نداشته باشم، نظر من را هم می خواهد.

می خواهم بگویم این شکل از کار که من مایلم آن را کارگاه حرفه ای و تخصصی بنامم، جهت خود من هم بسیار آموزنده بود و من از همین گفت وگوها و همراهی ها بسیار یاد گرفتم. ما در هر مقطعی ایده ها و نظرهای مان را مطرح می کردیم، ولی این همفکری ابدا به معنای الزام اجرایی شدن آن ایده نبود. ما تلاش کردیم علت و انگیزه ساخت این فیلم ها را هدایت کنیم. احتمالا اگر این فیلمسازان با ایده آزاد به سراغ شیرین پارسی یا سعیده قدس می رفتند، فیلم های دیگری می ساختند. ولی ما از ساخت این پروژه هدفی داشتیم و تلاش می کردیم نشانه مان را جهت فیلمسازها روشن کنیم.

بنی اعتماد مستندساز یا سینماگر داستانی؟

رخشان بنی اعتماد از اشخاص آشنا شده است سینمای کشور عزیزمان ایران هست؛ با کارنامه ای غنی در سینمای داستانی. او همچنین کارنامه ای پربرگ نیز در سینمای مستند دارد. با توجه به اوقاتی که این روزها صرف بازاریابی و تبلیغ کارستان می کند، به نظر می رسد این روزها اولویت او سینمای مستند باشد.

اما آیا واقعا جهت خود بنی اعتماد نیز ماجرا چنین است؟ در پاسخ این پرسش سخنان بنی اعتماد را می خوانیم: در برابر این پرسش من هر لحظه جواب می دهم من مستندسازی هستم که تعدادی فیلم داستانی هم ساخته ام. ولی کارم را از فیلم مستند شروع کرده ام و ارتباطم هیچ وقت با سینمای مستند قطع نشده هست. اگرچه فیلم های مستندم کمتر دیده شده است و اعتراف هم می کنم فیلمساز داستانی موفق تری نسبت به فیلم های مستندم هستم.

طبیعتا من در وقت خود تعریف نسل جوان تر مثل مجتبی میرتهماسب را نسبت به تناوب تولید و پخش فیلم مستند نداشتم. با تعلقی که به سینمای مستند داشته و دارم اگر همان موقع و در طول فیلم های داستانی ام مستندهایم هم دیده می شد، این پرسش پیش نمی آمد و من هم طبیعتا مستندساز بهتری می شدم. این حرف برایم عجیب است که می گویند بنی اعتماد به سمت سینمای مستند رفته هست. نه، من در سینمای مستند بوده ام، ولی به این شکل تعریف شده است که فیلم ها امکان دیده شدن پیدا کنند، نبوده هست. در نتیجه فیلم های داستانی ام دیده می شده است و به نظر می آمده که من فقط فیلم داستانی می سازم.

چرا فیلم هایی چون کارستان کم داریم؟

مجتبی میرتهماسب تحلیل مناسبی از این عنوان دارد. از این که آیا پروژه های گروهی در این سامان یا به سامان نمی رسند یا این که در صورت ساخته شدن از فرجام خوبی نصیب نمی برند. البته بیشترشان اصلا به مرحله ساخت نمی رسند. او می گوید: بخشی از این مسأله مربوط به عادت سینماست و بین سینمای مستند و داستانی هم از این بابت تفاوتی وجود ندارد. عادت کرده ایم جهت این که فیلمی بسازیم باید پولی داشته باشیم یا پولی پیدا کنیم تا تولید صورت بگیرد. این پول می تواند متعلق به دولت یا بخش شخصی باشد.

تسلط این نگاه تولیدی به علت معیوب تعریف کردن تناوب سینماست. به طورکلی صنعت سینما یعنی سرمایه گذاری، تولید و پخش. پخش یعنی جایی که این تناوب نهایی شده است و اقتصاد سینما را کامل می کند. من همچنان با سینماگران جوانی مواجه هستم که فکر می کنند سینمای مستند شأن اجلی از اقتصاد و فروش دارد.به همین علت دیده ایم فیلم هایی ساخته و در دایره محدودی اکران شده است و نتوانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.

من از آن جنس سینما نبودم و هر لحظه تلاش کردم با مسأله برخورد دیگری داشته باشم.اعتقاد من این است که فیلمسازی جهت ما حاصل کنجکاوی های شخصی جهت ورود به یک عنوان هست. دوست داریم اگر در یک جا به نتیجه رسیدیم، آن را به دیگران هم انتقال یافته کنیم. هنگامی که نگاه به سینما صرفا تولیدی هست، همه چیز در تولید و سود خلاصه می شود و از این منظر نخستین راه حل پیدا کردن پول است.

واقعا بعد از سال ها کارکردن در این شیوه ها و معطل ماندن جهت پول جهت من قابل فهم نیست. هر لحظه بحث من با فیلمسازان این است که اگر قرار است فیلمی را شروع کنید، آخرین مسئله این است که پول ندارید. راه حل های راحت تری هست. به شرط این که بدانیم فیلمی که می سازیم قرار است به تناوب پخش ببریم و اقتصادمان را کامل کنیم.

وقتی این تعریف وجود داشته باشد، طراحی کردن و به نتیجه رساندن آن پروژه راحت می شود. در سینما معمول این است که هنگامی که تولید یک فیلم به آخر می رسد، جهت کارگردان و حتی تهیه کننده نقطه آخر تلقی می شود.اما من و زن بنی اعتماد بعد از سه سال ونیم و به آخر رساندن پروسه تولید، الان خودمان را در ابتدای ماجرا می بینیم و مسأله پخش جهت ما شروع کارستان است.

تمام تلاش ما و تیم مهم کارستان از نزدیک دو ماه پیش مسأله پخش هست. به علت اهمیتی که عنوان پخش کارستان جهت مان داشت، بخش بین الملل هم راه اندازی کرده ایم. این کار هم ادامه تجربه های تجمیع شده است ما است که هر کدام مان به طور پراکنده تجربه کرده بودیم. همان طور که می دانید سینمای مستند در حوزه پخش بین الملل هر لحظه دچار کمبود هست، چراکه ما در کشور عزیزمان ایران چند پخش کننده حرفه ای قابل اعتماد زیاد نداریم. این چند نفر هم طرف تقاضای تمام سینما هستند و طبیعی است که از سینمای مستند و داستانی افراد زیادی به سمت آنها می روند و آنها نیز به ناگزیر فیلم ها را در تناوب مرسوم پخش می اندازند که قدم نخستش حضور در جشنواره هاست و تلاش هایی از این دست.

این پروژه آن قدر جهت ما اهمیت داشت که به فکر بیفتیم حتما روی این بخش نظارت و سرپرستی دقیقی داشته باشیم. ما صرفا به خوشحالی از فیلم های خوبی که ساخته‎ایم، اکتفا نکردیم و درواقع مقصد نهایی ما تنها حضور در جشنواره و جایزه گرفتن نبود. شاید حضور در جشنواره ها آخرین علت راه اندازی بخش بین الملل جهت ما باشد.

ما جهت دیده شدن کارستان در دنیا مخاطب شناسی کرده‎ایم. مشابه همان کاری که در کشور عزیزمان ایران انجام دادیم را جهت مخاطب جهانی هم ترتیب دادیم و براساس موضوع، شخصیت ها و کلیت فیلم ها، دیتاهای تخصصی را پیدا و پیاده کردیم و الان می دانیم مخاطبان ما در دنیا دقیقا کجاها هستند و جهت این تماشاگران برنامه ریزی داریم. به عنوان مثال یکی دو ماه بعد از آخر تولید بود که مستند شاعران زندگی با همین نشانه به مهمترین جشنواره آسیایی فیلم های محیط زیستی رفت و جایزه خاص هیأت داوران جشنواره سئول را گرفت.

ما با نشانه گذاری های خودمان سراغ پخش فیلم رفتیم و فکر می کنم با همین دلایل به نتیجه مطلوب خواهیم رسید. کما این که از مارس ۲۰۱۸ تور اکران ٦فیلم کارستان را با دانشگاه برکلی در آمریکا شروع می کنیم و تلاش داریم در تمام دانشگاه های معتبر آمریکا، کانادا و بعد کم کم اروپا این مجموعه را به نمایش درآوریم.

روزنامه شهروند

واژه های کلیدی: مستند | پروژه | اعتماد | مجموعه | سینمای | سینمایی | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs